![]() |
![]() |
|
|
بهترین مترجم کسیست که سکوت را ترجمه کند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 23:53 توسط محمد رضا |
|
|
این همه رنجی كه دنیا برسرما می كند ،! غيرما هركس كه باشدترك دنیا می كند،!بارهاگفتم كه فرداترك دنیامی كنم! چون به یادتوافتم امروزوفردامی كنم .!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 23:51 توسط محمد رضا |
|
|
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 22:49 توسط محمد رضا |
|
|
پرسيد: عشق چيست؟ گفتم: آتش است، پرسيد: مگر آن را ديدهاي؟ گفتم: نه، در آن سوختهام.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 22:12 توسط محمد رضا |
|
|
بر دفتر قلبم که هر برگش را با نام تو شروع کردم مي نويسم: زيستن را نه براي زندگي که براي رسيدن به تو مي خواهم....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 22:11 توسط محمد رضا |
|
|
ساعت 3 شب بودكه صداي تلفن پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود.
پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم اسفند 1387ساعت 23:58 توسط محمد رضا |
|
|
چگونه فراموشت کنم تو را که مرا از خرابه هاي هرزگي به قصر سفيد آرامش هدايتم کردي ................
آهو بره اي شدي که دوستي گرگ را پذيرفتي و برايش شانه هايت را ارزاني کردي ............... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم اسفند 1387ساعت 23:56 توسط محمد رضا |
|
|
سلام عزيز مهربون اجازه
هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش
با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم
يه كم بگم دوست دارم؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم اسفند 1387ساعت 23:53 توسط محمد رضا |
|
|
- آلبرت انیشتین: دستهایت را
برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد. با
یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و
این همان قانون نسبیت است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم اسفند 1387ساعت 23:51 توسط محمد رضا |
|
|
فرارسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) و یاران با وفایش را تسلیت میگوئیم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:21 توسط محمد رضا |
|
|
لحظه هايم را با گريه پر مي کنم رؤيايم را با تبسمي تلخ مي سازم من جاي خالي حضور ديگران را با اشک پر مي کنم دنيايم را با عذاب ساخته ام خوشبختي ام را به ديگران باخته ام من فردايم را با هيچ مي سازم خانه ام را با ترديد مي سازم . من درد را مي نويسم با اشک بر ديواره هاي اين دل تنها...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 19:9 توسط محمد رضا |
|
|
وقتی برگهای پاییز رو زیر پات له میکنی به یاد داشته باش که روزی نفس به تو هدیه میکردند ..
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 10:26 توسط محمد رضا |
|
|
وقتی کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب ، چون هر دوشون مهمون زود گذرند . پس براش آسمون باش که هميشه بالا سرش باشي...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 10:26 توسط محمد رضا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 1:7 توسط محمد رضا |
|
|
آنكس كه مي گفت دوستم دارد ، عاشقم نبود كه به شوق من آمده باشد ، رهگذري بود كه روي برگ هاي خشك پاييزي راه مي رفت و صداي خش خش برگ ها همان آوازي بود كه من گمان مي كردم كه مي گويد : دوستت دارم.......
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 1:8 توسط محمد رضا |
|
|
روز اول خيلي اتفاقي ديدمت... روز دوم الکي الکي چشمام به چشماي تو افتاد...روز سوم ....هفته بعد دزدکي بهت نگاه کردم ... ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست يواشکي دوستت دارم.....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 16:29 توسط محمد رضا |
|
|
يک بار براي ديدن دريا قدم به ساحل گذاشتي... اما امواج دريا هزاران بار براي بوسيدن قدمگاهت تا روي ساحل پیش آمدند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 2:57 توسط محمد رضا |
|
|
هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد.....!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 2:55 توسط محمد رضا |
|
|
سلام به همه
فرارسیدن بهار قرآن و ماه پربرکت رمضان رو به همه تبریک میگم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 21:26 توسط محمد رضا |
|
|
روز اول خيلي اتفاقي ديدمت... روز دوم الکي الکي چشمام به چشماي تو افتاد...روز سوم ....هفته بعد دزدکي بهت نگاه کردم ... ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست يواشکي دوستت دارم...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 7:37 توسط محمد رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به سایت من خوش آمدید
سکوت تنها فریاد من در این دنیای پر از خفقان عشق پس تا پایان راه با من هم سکوت شو. |
| پیوندهای روزانه |
|
ازدواج موفق آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق |
| پیوندها |
|
بیا ضرر نمی کنی سایت خبری حوادث روز همیلا عذاب مریم پائیزی دست نوشتهاي پراكنده نوژين طراحي سايت ستاد مردمی دکتر محمود احمدی نژاد پرتوسبزآفرین |
|
RSS
|